501 افعال مهم و پر کاربرد در زبان عبری
یادگیری افعال، مهمترین گام برای تسلط بر زبان عبری است. اگر واژگان را آجرهای یک ساختمان در نظر بگیریم، افعال اسکلت اصلی آن هستند. بدون شناخت افعال، حتی اگر صدها کلمه عبری بدانید، ساختن جملههای صحیح و برقراری یک مکالمه روان بسیار دشوار خواهد بود. به همین دلیل، تمام مدرسان حرفهای زبان عبری یادگیری افعال پرکاربرد را در اولویت قرار میدهند.
زبان عبری بر پایه ریشههای سهحرفی بنا شده است و بیشتر افعال از همین ریشهها شکل میگیرند. این ویژگی باعث میشود با یادگیری یک فعل، بتوانید دهها واژه و ساختار مرتبط را نیز راحتتر درک کنید. همچنین آشنایی با قالبهای مختلف افعال (בניינים) به شما کمک میکند تا معنای کلمات جدید را سریعتر حدس بزنید و با منطق زبان عبری آشنا شوید.
بخش بزرگی از مکالمات روزمره تنها با چند صد فعل پرکاربرد انجام میشود. افعالی مانند «بودن»، «رفتن»، «آمدن»، «خوردن»، «نوشیدن»، «گفتن»، «شنیدن»، «دیدن»، «نوشتن»، «خواندن»، «خواستن»، «دادن»، «گرفتن» و «کار کردن» تقریباً در تمام گفتگوهای روزانه حضور دارند. هرچه این افعال را بهتر بشناسید و صرف آنها را تمرین کنید، سریعتر میتوانید جملات جدید بسازید و بدون ترجمه ذهنی صحبت کنید.
شناخت افعال تنها به تقویت مهارت مکالمه محدود نمیشود؛ بلکه در درک مطلب، شنیدار و حتی نوشتن نیز نقش اساسی دارد. زمانی که فیلم، اخبار یا پادکست عبری گوش میکنید، اولین چیزی که مفهوم جمله را مشخص میکند، فعل آن است. اگر فعل را تشخیص دهید، حتی با دانستن تعداد کمی از واژگان، میتوانید منظور کلی گوینده را متوجه شوید.
از سوی دیگر، افعال در زبان عبری نقش مهمی در گرامر دارند. زمان گذشته، حال و آینده، شخص، مفرد یا جمع بودن و بسیاری از نکات دستوری از طریق فعل مشخص میشوند. بنابراین، یادگیری صرف افعال یکی از ضروریترین بخشهای آموزش زبان عبری است و نباید آن را به مراحل بعدی موکول کرد.
اگر هدف شما مکالمه روان، آمادگی برای آزمونهای زبان عبری، مهاجرت، تحصیل یا کار در محیطهای عبریزبان است، تسلط بر افعال پرکاربرد بهترین سرمایهگذاری آموزشی خواهد بود. یادگیری ۵۰۱ فعل اصلی و پرکاربرد زبان عبری به شما این امکان را میدهد که هزاران جمله کاربردی بسازید، متون عبری را بهتر درک کنید و با اعتمادبهنفس بیشتری صحبت کنید. به همین دلیل، افعال را میتوان قلب زبان عبری دانست؛ هرچه این قلب قویتر باشد، مسیر یادگیری شما سریعتر، آسانتر و لذتبخشتر خواهد شد.
شما میتوانید جهت خرید دوره جامع زبان عبری به این نشانی کلیک کنید
فهرست 501 فعل مهم عبری را در ادامه مطالعه میکنیم :
- אָבַד - گم شدن/نابود شدن
2. אָבַק - گردگیری کردن/جنگیدن
3. אָהַב - دوست داشتن
4. אוֹר - روشن کردن/نور دادن
5. אִזֵן - متوازن کردن (دستوری)
6. אִזֵּן - متوازن کردن (دستوری، با دالِ تشدیددار)
7. אָחַד - متحد کردن/یکی کردن
8. אָחַז - گرفتن/چنگ زدن
9. אָחַל - شروع کردن (نادر)/بیمار شدن (مدرن)
10. אָחַר - دیر کردن/عقب افتادن
11. אִיֵּם - تهدید کردن
12. אִכְזֵב - ناامید کردن
13. אָכַל - خوردن
14. אָלַץ - مجبور کردن/فشار آوردن
15. אִמֵּן - آموزش دادن/ورزیدن
16. אִמֵּץ - تقویت کردن/جسور شدن
17. אָמַר - گفتن
18. אָסַף - جمع کردن/گرد آوری
19. אָסַר - منع کردن/بستن (اسیر)
20. אִפְיֵן - مشخصه دادن/ویژگی بخشیدن
21. אָפַר - خاکستر شدن/خاکستر پاشیدن (نادر)
22. אִפְשֵׁר - ممکن کردن/اجازه دادن
23. אִרְגֵּן - سازماندهی کردن
24. אָשַׁם - گناهکار بودن/متهم شدن
25. אִשֵּׁר - تأیید کردن/مجاز دانستن26. בֵּאֵר - توضیح دادن/روشن کردن
27. בָּדַק - بررسی کردن/چک کردن
28. בָּהַל - ترساندن/وحشت کردن
29. בָּהַר - درخشیدن/روشن بودن (نادر)
30. בָּא - آمدن
31. בּוֹשׁ - خجالت کشیدن/شرمنده شدن
32. בִּזְבֵּז - اسراف کردن/تلف کردن
33. בָּחַן - امتحان کردن/آزمودن
34. בָּחַר - انتخاب کردن
35. בִּטֵּא - بیان کردن/ادا کردن
36. בָּטַח - اعتماد کردن/اطمینان داشتن
37. בִּטֵּל - لغو کردن/باطل کردن
38. בִּין - فهمیدن/درک کردن (دستوری نادر؛ بیشتر בָּן یا הֵבִין)
39. בָּכָה - گریه کردن
40. בִּלְבֵּל - گیج کردن/آشفتن
41. בָּלָה - فرسوده شدن/کهنه شدن
42. בָּלַט - برجسته شدن/خودنمایی کردن
43. בָּלַם - متوقف کردن/ترمز کردن
44. בָּלַע - بلعیدن/فرو بردن
45. בָּנָה - ساختن
46. בִּסֵּס - پایه گذاری کردن/اساس دادن
47. בָּצַע - انجام دادن/قطع کردن (همچنین سود بردن)
48. בָּקַר - بازرسی کردن/سرکشی کردن
49. בִּקֵּשׁ - درخواست کردن/طلبیدن
50. בָּרָא - آفریدن/خلق کردن
51. בָּרַח - فرار کردن
52. בֵּרֵךְ - برکت دادن/تبریک گفتن
53. בֵּרֵר - روشن کردن/مشخص کردن
54. בִּשֵּׁל - پختن/پختن (غذا)55. גָּבַל - مرز بندی کردن/محدود کردن
56. גָּבַר - غلبه کردن/قوی شدن
57. גָּדַל - بزرگ شدن/رشد کردن
58. גָּדַר - حصار کشیدن/محدود کردن
59. גָּהַץ - اتو کردن/صاف کردن (نادر)
60. גּוֹב - جمع آوری کردن/دریافت کردن (نادر؛ بیشتر גָּבָה)
61. גּוּר - ترسیدن/هراسیدن (همچنین زندگی کردن در کنار)
62. גָּזַר - بریدن/قطعه قطعه کردن (همچنین تصمیم گرفتن)
63. גִּיֵּס - بسیج کردن/سربازگیری کردن
64. גָּלָה - آشکار کردن/تبعید شدن
65. גָּלַח - تراشیدن (مو/ریش)
66. גָּמַר - تمام کردن/به پایان رساندن
67. גָּנַב - دزدیدن
68. גִּנָּה - محکوم کردن/نکوهش کردن
69. גָּנַן - محافظت کردن/پوشش دادن
70. גָּעַגֵּעַ - مشتاق شدن/دلتنگ شدن (با تشدید)
71. גָּרַם - باعث شدن/ایجاد کردن (علت)
72. גֵּרֵשׁ - راندن/اخراج کردن
73. גָּשַׁם - باریدن (باران)/مادی شدن74. דָּאַג - نگران بودن/ترسیدن
75. דָּבַק - چسبیدن/متصل شدن
76. דִּבֵּר - صحبت کردن/گفتن
77. דּוּג - نمونه گرفتن/الگو کردن (نادر)
78. דּוֹחַ - هل دادن/عقب انداختن (دستوری نادر؛ بیشتر דָּחָה)
79. דּוּן - بحث کردن/داوری کردن
80. גִּלָּה - آشکار کردن/کشف کردن (تکرار شماره 64 با تشدید)
81. דָּחַף - هل دادن/فشار آوردن
82. דָּלַק - روشن بودن (چراغ)/تعقیب کردن
83. דָּמָה - شبیه بودن/مانند شدن
84. דִּפְדֵּף - ورق زدن (کتاب)/مرور کردن
85. דָּפַק - کوبیدن/زدن (در/چکش)
86. דָּקַר - فرو کردن/سرنیزه زدن
87. דָּרַךְ - پا گذاشتن/راه رفتن (همچنین کشیدن کمان)
88. דָּרַס - له کردن/زیر گرفتن
89. דָּרַשׁ - جستجو کردن/درخواست کردن (همچنین تفسیر کردن)
90. הָיָה - بودن/وجود داشتن
91. הָלַךְ - رفتن/راه رفتن
92. הִנָּה - اینجا بودن/حاضر کردن (نادر؛ بیشتر הִנֵּה)
93. הִסֵּס - تردید کردن/مردد بودن
94. הָפַךְ - برگرداندن/تغییر دادن
95. הָרַג - کشتن
96. הָרַס - تخریب کردن/ویران کردن
97. וִתֵּר - بخشیدن/صرف نظر کردن98. זִהָה - شناسایی کردن/تشخیص دادن
99. זָהַר - درخشیدن/هشدار دادن
100. זוּז - حرکت کردن/تکان خوردن
101. זָחַל - خزیدن/حرکت کردن (مانند کرم)
102. זָכָה - برنده شدن/به دست آوردن
103. זָכַר - به یاد آوردن/یاد کردن
104. זִלְזֵל - تحقیر کردن/کم اهمیت شمردن
105. זִמֵּן - دعوت کردن/وقت گذاشتن
106. זָקַן - پیر شدن/کهنسال شدن
107. זָקַף - راست کردن/بلند کردن (ستون/سر)
108. זִקֵּק - تقطیر کردن/تصفیه کردن (همچنین نیاز داشتن)
109. זֵרֵז - تشویق کردن/سرعت بخشیدن
110. זָרַק - پرتاب کردن/انداختن111. חִבֵּב - دوست داشتن/علاقه مند بودن
112. חִבֵּק - بغل کردن/در آغوش گرفتن
113. חִבֵּר - وصل کردن/متصل کردن (همچنین نوشتن/تألیف)
114. חָגַג - جشن گرفتن/عید کردن
115. חָדַר - نفوذ کردن/وارد شدن (همچنین اتاق)
116. חָב - بدهکار شدن/موظف بودن (دستوری نادر)
117. חִיֵּל - نظامی کردن/سرباز گیری (نادر؛ بیشتر צָבָא)
118. חוּשׁ - حس کردن/درک کردن
119. חִזֵּק - تقویت کردن/محکم کردن
120. חָזַר - برگشتن/تکرار کردن
121. חִיֵּג - لکنت داشتن/تأکید کردن (نادر)
122. חָיָה - زندگی کردن/زنده بودن
123. חִכָּה - منتظر ماندن/چشم به راه بودن (با تشدید)
124. חִכָּה - منتظر بودن/صبر کردن (همان 123 با املای متفاوت)
125. חָלָה - بیمار شدن/ناخوش بودن
126. חָלַט - قاطعیت کردن/تصمیم گرفتن (همچنین مخلوط کردن)
127. חָלַם - خواب دیدن/رویا دیدن
128. חָלַף - عبور کردن/گذشتن (زمان)
129. חָלַץ - بیرون آوردن/خلاص کردن (همچنین مسلح کردن)
130. חָלַק - تقسیم کردن/بخشیدن (همچنین صاف بودن)
131. חִמֵּם - گرم کردن/گرم شدن
132. חִנֵּךְ - آموزش دادن/بنیان گذاشتن (مدرسه/فرهنگ)
133. חָסַךְ - ذخیره کردن/صرفه جویی کردن (همچنین دریغ کردن)
134. חִסֵּר - کم کردن/کاستن
135. חָפַר - حفر کردن/کندن
136. חִפֵּשׂ - جستجو کردن/گشتن
137. חִקָּה - تقلید کردن/کپی کردن
138. חָקַר - تحقیق کردن/بررسی کردن
139. חָרַט - حک کردن/کنده کاری کردن (دستوری)
140. חֵרֵט - حکاکی کردن/کنده کاری (با تشدید)
141. חָרַף - زمستان گذراندن/سرزنش کردن (همچنین توهین)
142. חָשַׁב - فکر کردن/محاسبه کردن
143. חָשַׁד - مظنون شدن/بدگمان بودن
144. חָשַׁף - آشکار کردن/برملا کردن
145. חָתַךְ - بریدن/قطع کردن
146. חָתַם - مهر کردن/امضا کردن
147. חָתַן - داماد شدن/ازدواج کردن (مرد)148. טִאטֵא - جارو کردن/تمیز کردن
149. טָבַע - غرق شدن/محو شدن (همچنین ضرب سکه)
150. טִגֵּן - سرخ کردن/شیرین کردن (در تابه)
151. טָס - پرواز کردن/پریدن (با تشدید نادر)
152. טִיל - پرتاب کردن/پرتابه (بیشتر اسم، فعل نادر)
153. טָעָה - اشتباه کردن/خطا کردن
154. טָעַם - چشیدن/مزه کردن
155. טָעַן - بار کردن/ادعا کردن (دستوری)
156. טִעֵן - استدلال کردن/ادعا کردن (با تشدید)
157. טָפַח - کف زدن/دست زدن (همچنین رشد کردن)
158. טִפֵּל - درمان کردن/رسیدگی کردن (همچنین چسباندن)
159. טִפֵּס - بالا رفتن/صعود کردن
160. יָבַל - جاری شدن/خشکیدن (نادر؛ بیشتر هוביל)
161. יָבֵשׁ - خشک شدن/خشک کردن
162. יִדָּה - پرتاب کردن/انداختن (نادر)
163. יָדַע - دانستن/آگاه بودن
164. יִחֵס - نسبت دادن/وابسته کردن
165. יִכַּח - سرزنش کردن/محکوم کردن (دستوری نادر)
166. יָכֹל - توانستن/قادر بودن
167. יָלַד - زاییدن/به دنیا آوردن
168. יִסֵּד - بنیان گذاری کردن/تأسیس کردن
169. יָסַף - اضافه کردن/افزودن
170. יָעַל - مفید بودن/سودمند شدن (همچنین شروع کردن)
171. יָעַץ - توصیه کردن/مشورت دادن
172. יָפַע - درخشیدن/ظاهر شدن (نادر)
173. יִצָּה - ظاهر شدن/بیرون آمدن (نادر)
174. יִצֵּג - ارائه کردن/نمایان کردن
175. יָצַע - پهن کردن/گستردن (نادر)
176. יָצַר - تولید کردن/آفریدن (همچنین محدود کردن)
177. יָרַד - پایین آمدن/فرود آمدن
178. יָרָה - تیراندازی کردن/پرتاب کردن (همچنین نشان دادن)
179. יָשַׁב - نشستن/ساکن شدن
180. יָשַׁן - خوابیدن/خواب بودن181. כָּאַב - درد داشتن/درد کشیدن
182. כָּבֵד - سنگین بودن/احترام گذاشتن
183. כָּבָה - خاموش شدن/فرونشستن (آتش/نور)
184. כִּבֵּס - شستن (لباس/ظرف)
185. כָּבַשׁ - تسخیر کردن/مغلوب کردن (همچنین سرکوب کردن)
186. כּוֹנֵן - آماده کردن/تنظیم کردن (دستوری با واو)
187. כִּוֵּן - هدف گرفتن/تنظیم کردن (با تشدید)
188. כּוּץ - خاریدن/گزیدن (نادر)
189. כָּלַל - شامل شدن/در بر گرفتن
200. כָּחַשׁ - انکار کردن/دروغ گفتن (عدد 200 به جای 190)
201. כָּנַע - تسلیم شدن/خم شدن
202. כִּסָּה - پوشاندن/پنهان کردن
203. כָּעַס - عصبانی شدن/خشمگین بودن
204. כָּפַף - خم کردن/تا کردن
205. כָּרַז - اعلام کردن/ندا دادن
206. כָּשַׁל - شکست خوردن/لغزیدن (همچنین سست شدن)
207. כָּשַׁר - موفق شدن/مناسب بودن (همچنین صلاحیت داشتن)
208. כָּתַב - نوشتن209. לָבַשׁ - پوشیدن (لباس)
210. לָוָה - قرض دادن/قرض گرفتن (دستوری)
211. לִוָּה - همراهی کردن/مشایعت کردن (با تشدید)
212. לָן - شب ماندن/اقامت کردن (دستوری نادر)
213. לִן - اقامت کردن/شب را ماندن (با تشدید، نادر)
214. לָחַם - جنگیدن/مبارزه کردن
215. לָחַץ - فشار دادن/تحت فشار قرار دادن
216. לָחַשׁ - زمزمه کردن/نجوا کردن
217. לָכַד - گرفتن/اسیر کردن (همچنین جلب کردن)
218. לִכְלֵךְ - کثیف کردن/آلوده کردن
219. לָמַד - یاد گرفتن/آموختن
220. לָעַג - مسخره کردن/استهزا کردن
221. לָקַח - گرفتن/برداشتن
222. מָדַד - اندازه گرفتن/سنجیدن
223. מִהֵר - عجله کردن/سرعت دادن
224. מוּט - تلو تلو خوردن/لرزیدن (دستوری نادر)
225. מֵת - مردن/فوت کردن
226. מָכַר - فروختن
227. מָחָה - پاک کردن/محو کردن (همچنین کف زدن)
228. מִלֵּט - نجات دادن/فراری دادن (همچنین بیان کردن)
229. מָלַץ - توصیه کردن/تحسین کردن (نادر)
230. מָנָה - شمارش کردن/تعیین کردن (همچنین تقدیر کردن)
231. מָנַע - جلوگیری کردن/منع کردن
232. מָסַר - تحویل دادن/انتقال دادن (همچنین گزارش دادن)
233. מָצָא - پیدا کردن/یافتن
234. מָרַד - شورش کردن/عصیان کردن
235. מָרַח - مالیدن/پهن کردن (پماد/رنگ)
236. מָשַׁךְ - کشیدن/جذب کردن (همچنین ادامه دادن)
237. מָתַן - بخشیدن/اعطا کردن (دستوری نادر؛ بیشتر נָתַן)238. נָאַם - سخنرانی کردن/خطابه گفتن
239. נִבָּא - پیشگویی کردن/نبوت کردن
240. נָבַח - پارس کردن/عوعو کردن
241. נִבַּט - نگاه کردن/خیره شدن (با تشدید)
242. נָבַע - جوشیدن/سرچشمه گرفتن
243. נָגַב - پاک کردن/خشک کردن (نادر)
244. נָגַד - گفتن/بیان کردن (دستوری؛ بیشتر הִגִּיד)
245. נִגֵּן - نواختن (آلات موسیقی)/اجرا کردن
246. נָגַע - دست زدن/تماس گرفتن (همچنین مبتلا شدن)
247. נִגַּשׁ - نزدیک شدن/روی آوردن
248. נָדַב - بخشیدن/اهدا کردن (همچنین تشویق کردن)
249. נָדַד - مهاجرت کردن/پراکنده شدن
250. נָהַג - راندن (وسیله نقلیه)/هدایت کردن (همچنین رفتار کردن)
251. נִהֵל - مدیریت کردن/رهبری کردن
252. נָח - استراحت کردن/آرام گرفتن
253. נָע - حرکت کردن/تکان خوردن (نادر)
254. נָזַק - آسیب رساندن/زیان زدن (نادر؛ بیشتر הִזִּיק)
255. נָחַת - پایین آمدن/فرود آمدن (نادر؛ بیشتر יָרַד)
256. נָטָה - خم کردن/کج کردن (همچنین تمایل داشتن)
257. נָטַל - برداشتن/حمل کردن (همچنین گرفتن)
258. נָטַע - کاشتن/غرس کردن (درخت)
259. נָכָה - زدن/صدمه زدن (نادر؛ بیشتر הִכָּה)
260. נִכַּח - تصحیح کردن/سرزنش کردن (نادر)
261. נִכֵּר - تشخیص دادن/شناختن (همچنین بیگانه کردن)
262. נָמַק - گندیدن/پوسیدن (نادر)
263. נִסָּה - امتحان کردن/آزمودن (با تشدید)
264. נָסַע - سفر کردن/حرکت کردن (با وسیله نقلیه)
265. נָשַׂק - آتش گرفتن/سوختن (نادر؛ بیشتر שָׂרַף)
266. נָעַל - کفش پوشیدن/بستن (در) (همچنین قفل کردن)
267. נָפַל - افتادن/سقوط کردن
268. נִצֵּחַ - پیروز شدن/غلبه کردن
269. נִצֵּל - نجات دادن/استفاده کردن (همچنین بهره برداری)
270. נִקָּה - تمیز کردن/پاک کردن (با تشدید)
271. נָקַף - دور زدن/محاصره کردن (همچنین ضربه زدن)
272. נָשָׂא - حمل کردن/بردن (همچنین ازدواج کردن - مرد)
273. נָשַׂג - رسیدن به/درک کردن (نادر؛ بیشتر הִשִּׂיג)
274. נָשַׁם - نفس کشیدن/تنفس کردن
275. נָשַׁק - بوسیدن (همچنین تماس گرفتن)
276. נִתַּח - تشریح کردن/قطعه قطعه کردن
277. נָתַן - دادن/بخشیدن
278. סָבַב - چرخیدن/دور زدن (همچنین علت شدن)
279. סִבֵּךְ - درگیر کردن/پیچیده کردن (همچنین سایه انداختن)
280. סָבַל - رنج بردن/تحمل کردن (همچنین بار بردن)
281. סָבַר - فکر کردن/گمان کردن (همچنین معنا دادن)
282. סִגֵּל - به دست آوردن/اختصاص دادن (همچنین تطبیق دادن)
283. סָגַר - بستن/محکم کردن
284. סָדַר - مرتب کردن/تنظیم کردن
285. סוּר - کنار رفتن/دور شدن (نادر)
286. סִיֵּעַ - کمک کردن/یاری دادن
287. סִכֵּל - نابود کردن/خنثی کردن (همچنین مانع شدن)
288. סִכֵּם - خلاصه کردن/جمع بندی کردن
289. סָלַח - بخشیدن/عفو کردن
290. סִלֵּק - حذف کردن/کنار گذاشتن (همچنین پرداخت کردن)
291. סָמַךְ - تکیه دادن/پشتیبانی کردن (همچنین اعتماد کردن)
292. סִמֵּן - علامت گذاری/نشانه گذاری کردن
293. סָעַד - حمایت کردن/کمک کردن (همچنین غذا دادن)
294. סִפֵּק - تأمین کردن/فراهم کردن (همچنین شک کردن)
295. סָפַר - شمارش کردن/شمردن (دستوری)
296. סִפֵּר - تعریف کردن/داستان گفتن (با تشدید)
297. סֵרֵב - امتناع کردن/رد کردن
298. סָרַק - شانه کردن (مو)/اسکن کردن (همچنین بررسی کردن)
299. סָתַר - مخالف بودن/تناقض داشتن (همچنین پنهان کردن)300. עָבַד - کار کردن/پرستش کردن
301. עָבַר - عبور کردن/گذشتن
302. עָדַף - برتری داشتن/زیاد بودن (همچنین ترجیح دادن)
303. עוֹדֵד - تشویق کردن/تقویت کردن (دستوری با واو)
304. עִידֵּד - تشویق کردن/تقویت کردن (با تشدید)
305. עָף - پرواز کردن/پریدن
306. עוֹרֵר - بیدار کردن/تحریک کردن (دستوری با واو)
307. עָזַב - ترک کردن/رها کردن
308. עָזַר - کمک کردن/یاری دادن
309. עָטַף - پیچیدن/پوشاندن (همچنین غش کردن)
310. עִין - نگاه کردن/توجه کردن (نادر؛ بیشتر הִתְעַיֵּן)
311. עִכֵּב - تأخیر انداختن/ممانعت کردن
312. עָלַב - توهین کردن/تحقیر کردن (نادر)
313. עָלָה - بالا رفتن/صعود کردن (همچنین مهاجرت کردن)
314. עָלַם - ناپدید شدن/پنهان شدن (همچنین نادیده گرفتن)
315. עָמַד - ایستادن/استقامت کردن
316. עָנָה - پاسخ دادن/جواب دادن (همچنین عذاب دادن)
317. עִנְיֵן - مورد توجه قرار دادن/علاقه مند کردن
318. עָסַק - مشغول شدن/به کار پرداختن
319. עָצַב - غمگین کردن/ناراحت کردن (همچنین شکل دادن)
320. עָצַר - متوقف کردن/بازداشتن (همچنین مهار کردن)
321. עָקַב - دنبال کردن/ردیابی کردن (همچنین پاشنه پا)
322. עָרַב - تضمین کردن/ضمیمه شدن (همچنین عصر شدن)
323. עִרְבֵּב - مخلوط کردن/در هم آمیختن
324. עָרַךְ - مرتب کردن/تنظیم کردن (همچنین مقایسه کردن)
325. עִרְעֵר - اعتراض کردن/چالش کردن (همچنین تخریب کردن)
326. עָשָׂה - انجام دادن/ساختن
327. עִשֵּׁן - دود کردن/سیگار کشیدن
328. עָתַק - انتقال دادن/کپی کردن (همچنین قدیمی شدن)329. פָּגַן - دفاع کردن/محافظت کردن (نادر)
330. פָּגַע - برخورد کردن/آسیب زدن (همچنین ملاقات کردن)
331. פָּגַר - مردن/جان دادن (نادر؛ بیشتر מֵת)
332. פָּגַשׁ - ملاقات کردن/دیدار کردن
333. פּוּק - خالی کردن/پوک کردن (نادر)
334. פִּזֵּר - پراکنده کردن/پخش کردن
335. פָּחַד - ترسیدن/وحشت کردن
336. פִּטְפֵּט - پرحرفی کردن/چرت گفتن
337. פִּטֵּר - مرخص کردن/اخراج کردن (همچنین معاف کردن)
338. פִּלֵּא - شگفت زده کردن/معجزه کردن (نادر)
339. פָּלַט - فرار کردن/گریختن (همچنین فوران کردن)
340. פָּלַל - دعا کردن/التماس کردن (همچنین قضاوت کردن)
341. פָּנָה - روی گرداندن/توجه کردن (همچنین چرخیدن)
342. פָּסַד - ضرر کردن/از دست دادن (نادر)
343. פָּסַק - قطع کردن/متوقف کردن (همچنین تصمیم گرفتن)
344. פָּעַל - عمل کردن/فعالیت کردن (همچنین تأثیر گذاشتن)
345. פָּצַע - زخمی کردن/مجروح کردن
346. פִּצֵּץ - منفجر کردن/ترکاندن
347. פָּקַד - بازدید کردن/سرکشی کردن (همچنین فرمان دادن)
348. פִּקֵּחַ - نظارت کردن/مراقبت کردن (همچنین باز کردن چشم)
349. פָּרַד - جدا کردن/تقسیم کردن (همچنین خداحافظی کردن)
350. פָּרַז - پراکنده کردن/متفرق کردن (نادر)
351. פֵּרֵט - جزئیات دادن/توضیح دادن (همچنین نواختن)
352. פִּרְנֵס - تأمین معاش کردن/روزی رساندن
353. פִּרְסֵם - منتشر کردن/تبلیغ کردن
354. פָּרַע - نقض کردن/شکستن (قانون) (همچنین پرداخت کردن)
355. פָּרַץ - شکستن/نفوذ کردن (همچنین فراوان شدن)
356. פָּרַק - باز کردن/جداسازی (همچنین تخلیه کردن)
357. פָּרַשׁ - جدا کردن/کناره گیری کردن (دستوری)
358. פֵּרַשׁ - تفسیر کردن/شرح دادن (با تشدید)
359. פָּשַׁט - ساده کردن/درآوردن (لباس) (همچنین حمله کردن)
360. פָּתַח - باز کردن/گشودن (همچنین شروع کردن)
361. פָּתַע - غافلگیر کردن/ناگهانی آمدن (نادر)
362. פָּתַר - حل کردن/برطرف کردن (همچنین تعبیر کردن)363. צָבַע - رنگ کردن/رنگرزی کردن (دستوری)
364. צִבֵּעַ - رنگ آمیزی کردن/رنگ زدن (با تشدید)
365. צָדַק - درست بودن/منصف بودن
366. צִחְצֵחַ - براق کردن/جلا دادن
367. צָחַק - خندیدن
368. צִיֵּן - علامت گذاری کردن/نشانه گذاری (تصحیح شد)
369. צִיֵּר - نقاشی کردن/تصویر کردن
370. צָלַח - موفق شدن/پیروز شدن
371. צָלַל - شیرجه زدن/زنگ زدن
372. צִלֵּם - عکس گرفتن/تصویربرداری کردن
373. צִלְצֵל - زنگ زدن/به صدا درآوردن
374. צָמַח - رشد کردن/روییدن
375. צִמְצֵם - محدود کردن/کوچک کردن
376. צָנַח - فرود آمدن/سقوط کردن
377. צִנֵּן - سرد کردن/خنک کردن
378. צָעַד - گام برداشتن/قدم زدن
379. צָעַק - فریاد زدن/داد زدن
380. צָעַר - غمگین کردن/رنجاندن
381. צָפָה - تماشا کردن/شناور شدن
382. צִפְצֵף - جیرجیر کردن/سوت زدن
383. צָרַח - فریاد کشیدن/جیغ زدن
384. צָרַךְ - نیاز داشتن (نادر)
385. צֵרַף - اضافه کردن/وصل کردن
386. קִבֵּל - دریافت کردن/پذیرفتن
387. קָבַע - تعیین کردن/ثابت کردن
388. קִבֵּץ - جمع آوری کردن/گرد هم آوردن
389. קָבַר - دفن کردن/به خاک سپردن
390. קָדַם - جلو افتادن/سبقت گرفتن
391. קִדֵּשׁ - مقدس کردن/تقدیس کردن
392. קִוָּה - امید داشتن/انتظار کشیدن
393. קָם - برخاستن/بلند شدن
394. קָטַן - کوچک شدن/کم شدن
395. קָטַף - چیدن/برداشتن (میوه/گل)
396. קִיֵּם - برپا کردن/تحقق بخشیدن
397. קָלַט - جذب کردن/دریافت کردن
398. קָלַל - سبک شدن/آسان شدن
399. קִלְקֵל - خراب کردن/فساد کردن
400. קִנֵּא - حسادت کردن/غبطه خوردن
401. קָנָה - خریدن/تملک کردن
402. קָפָא - یخ زدن/منجمد شدن
403. קִפֵּחַ - محروم کردن/از بین بردن
404. קָפַץ - پریدن/جهش کردن
405. קָרָא - خواندن/صدا زدن
406. קָרַב - نزدیک شدن/تقرب یافتن
407. קָרָה - اتفاق افتادن/روی دادن
408. קָרַע - پاره کردن/دریدن
409. קָרַר - سرد کردن/خنک کردن
410. קָשַׁב - گوش دادن/توجه کردن (تصحیح شد)
411. קִשֵּׁט - آراستن/زیبا کردن
412. קָשַׁר - بستن/گره زدنبله، عذرخواهی میکنم. اینک بخش 413 تا 458 را دوباره و بدون کلمات چینی مینویسم:
413. רָאָה - دیدن / نگاه کردن
414. רִיב - دعوا کردن / جروبحث کردن
415. רָגַז - عصبانی شدن / خشمگین بودن
416. רָגַל - جاسوسی کردن / پا گذاشتن
417. רָגַשׁ - احساس کردن / درک کردن
418. רָדַם - به خواب رفتن / خوابیدن
419. רָדַף - تعقیب کردن / دنبال کردن
420. רוּחַ - بو کردن / بوییدن
421. רוּם - بلند شدن / ارتفاع یافتن
422. רָץ - دویدن / سرعت گرفتن
423. רִחֵם - رحم کردن / دلسوزی کردن
424. רָחַץ - شستن / حمام کردن
425. רָחַק - دور شدن / فاصله گرفتن
426. רָחַשׁ - وزوز کردن / خش خش کردن
427. רִבֵּץ - کوبیدن / محکم زدن (تصحیح شد)
428. רֵיחַ - بو کردن / بوییدن
429. רָכַב - سوار شدن / سواره رفتن
430. רִכֵּז - متمرکز کردن / مرکزیت دادن
431. רָכַשׁ - به دست آوردن / تملک کردن
432. רָמָה - فریب دادن / کلاه گذاشتن
433. רָמַז - اشاره کردن / تلویح گفتن
434. רָעַד - لرزیدن / به خود لرزیدن
435. רִפֵּא - درمان کردن / شفا دادن
436. רָצָה - خواستن / تمایل داشتن
437. רָצַח - کشتن / قتل کردن
438. רָקַד - رقصیدن / رقص کردن
439. רָשָׁה - اجازه دادن / مجوز دادن
440. רָשַׁם - ثبت کردن / یادداشت کردن
441. רָתַח - جوشیدن / به جوش آمدن
442. שָׁאַל - پرسیدن / سؤال کردن
443. שָׁאַף - نفس کشیدن / دمیدن
444. שָׁאַר - باقی ماندن / بازماندن
445. שָׂבַע - سیر شدن / پر شدن
446. שָׁבַר - شکستن / خرد کردن
447. שָׁבַת - استراحت کردن / تعطیل کردن
448. שִׁגֵּעַ - دیوانه کردن / عقل زدودن
449. שִׁדֵּל - متقاعد کردن / فریفتن
450. שִׁדֵּר - پخش کردن / ارسال کردن
451. שָׁב - برگشتن / بازگشتن
452. שָׁוָה - ارزش داشتن / برابر بودن
453. שָׁט - پارو زدن / شنا کردن (با قایق)
454. שָׂחָה - شنا کردن (در آب)
455. שָׁחַק - فرسایش یافتن / ساییدن
456. שִׁחְרֵר - آزاد کردن / رها کردن
457. שָׁטַף - شستن / سیل زدن
458. שִׂיחַ - صحبت کردن / گفتگو کردن459. שָׂים - قرار دادن/گذاشتن
460. שִׁיר - خواندن/سرودن (نادر؛ بیشتر שָׁר)
461. שָׁכַב - دراز کشیدن/خوابیدن
462. שָׁכַח - فراموش کردن
463. שָׁכַן - ساکن شدن/زیستن
464. שִׁכְנֵעַ - قانع کردن/متقاعد ساختن
465. שָׂכַר - اجاره کردن/کرایه کردن (همچنین مزد دادن)
466. שִׁלֵּב - ترکیب کردن/در هم آمیختن
467. שָׁלַח - فرستادن/پرتاب کردن
468. שָׁלַט - حکومت کردن/تسلط داشتن
469. שִׁלֵּם - پرداخت کردن/تمام کردن
470. שִׁמֵּד - نابود کردن/هلاک ساختن
471. שָׂמַח - خوشحال شدن/شاد بودن
472. שָׁמַט - رها کردن/افتادن (همچنین لغزیدن)
473. שָׁמַן - چاق شدن/فربه شدن
474. שָׁמַע - شنیدن/گوش دادن
475. שָׁמַר - نگهبانی دادن/محافظت کردن
476. שִׁמֵּשׁ - خدمت کردن/استفاده کردن (همچنین نورافشانی)
477. שָׂנֵא - متنفر بودن/نفرت داشتن
478. שִׁנָּה - تغییر دادن/تبدیل کردن (با تشدید)
479. שָׁעַל - سرفه کردن (نادر)
480. שִׁעֲמֵם - کسل کردن/خسته کردن
481. שִׁעֲשֵׁעַ - سرگرم کردن/لذت بردن (با تشدید)
482. שָׁפַט - قضاوت کردن/داوری کردن
483. שָׁפַךְ - ریختن/پاشیدن (مایع)
484. שָׁפַע - فراوان بودن/جاری شدن (نادر)
485. שִׁפֵּר - بهبود بخشیدن/بهتر کردن
486. שָׁקַל - وزن کردن/سنجیدن (همچنین ارزش گذاری)
487. שָׁקַע - فرو رفتن/غرق شدن (همچنین آرام گرفتن)
488. שִׁקֵּר - دروغ گفتن/فریب دادن
489. שָׂרַף - سوختن/آتش زدن
490. שֵׁרֵת - خدمت کردن/انجام وظیفه کردن
491. שָׁתָה - نوشیدن/آشامیدن
492. שָׁתַל - کاشتن/نهال کاری کردن
493. שִׁתֵּף - مشارکت دادن/همراه کردن
494. שָׁתַק - سکوت کردن/خاموش بودن
495. תֵּאֵם - هماهنگ کردن/مطابقت دادن
496. תֵּאַר - توصیف کردن/تشریح کردن
497. תָּבַע - درخواست کردن/ادعا کردن (همچنین مطالبه کردن)
498. תָּחַל - شروع کردن/آغاز کردن (نادر)
499. תִּכְנֵן - برنامه ریزی کردن/طرح ریختن
500. תָּלָה - آویزان کردن/وابسته کردن (همچنین دار زدن)
501. תָּמַךְ - حمایت کردن/پشتیبانی کردن
502. תָּעָה - سرگردان شدن/گم شدن
503. תָּפַס - گرفتن/چنگ زدن (همچنین دستگیر کردن)
504. תָּפַר - دوختن/خیاطی کردن
505. תִּקֵּל - تنظیم کردن/درست کردن (همچنین اشکال زدایی)
506. תִּקֵּן - اصلاح کردن/درست کردن
507. תָּקַף - حمله کردن/یورش بردن
508. תִּרְגֵּם - ترجمه کردن/تفسیر کردن
509. תָּרַם - کمک کردن/اهدا کردن (همچنین مشارکت کردن)



پشتیبانی در ایتا
ثبت دیدگاه شما